ابراهيم عاملي ( موثق )
369
تفسير عاملي ( فارسي )
مردم را ندارد ، و بعضى گفتهاند : يعنى دليلى براى گمراهى آنها در دست او نيست . و « هُمْ بِه مُشْرِكُونَ » 100 مجمع : يعنى آن مردم بواسطه ى فرمانبرى شيطان مشرك به خدا شدهاند ، بعضى گفتهاند : يعنى آنها كه به خدا مشرك شدهاند و بت - پرست و مانند آن هستند اسير فرمان شيطان هستند . ابو الفتوح : جبير بن مطعم نقل كرده است كه ديدم پيغمبر ( ص ) به نماز ميگفت « اللَّه اكبر كبيرا و الحمد للَّه كثيرا ، سبحان اللَّه بكرة و اصيلا ، اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم من نفخه و نفثه و همزه » عبد اللَّه مسعود گفت : نفخ شيطان كبر است و نفث او شعر است ، و همز او ديوانگى است . كشف الاسرار : كلبى گفته است جهت نزول آيت استعاذه « فاذا قرأت القرآن فاستعذ » اين بود كه پيغمبر روزى بر در كعبه ايستاده بود و سورت « و النّجم » مى - خواند و چون به اين آيت رسيد « أفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى » اين جمله ها به زبانش آمد « تلك الغرانيق العلى منها الشّفاعة ترتجى » يعنى شما گمان داريد كه اين صورتها قابل اميد شفاعت هستند ؟ و البتّه اين جمله بطور مسخره ، و انكار است ولى آنجا كه پيغمبر مشغول تلاوت بود چند نفر كافر ايستاده بودند و حقيقت پنداشتند و چون پيغمبر بآيت سجده رسيد و سجده كرد ، آنجا در كعبه باز بود و بتها برابر آن حضرت نهاده بود كافران پنداشتند كه اين جمله ها ستايش بتها است و سجده ى پيغمبر براى آنها است ايشان نيز بپيروى پيغمبر سجده كردند اين قضيّه موجب دو انعكاس شد : 1 - مردم مكّه گفتند : محمّد به قرآن خود بتها را ستايش كرد و در آخر آنها را سجده كرد ، 2 - بخارج شهر مكّه شهرت كرد : كافران به قرآن گوش دادند و سجده كردند و مسلمان شدند . جبرئيل بپيغمبر گفت : اين جمله تلقين شيطان بود تا مردمى بغلط بروند و تو را بدين خود دانند ، آن حضرت اندوهناك شد ، اين آيه نازل شد « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِه » « 1 » . پيغمبر فرمود : اگر باز شيطان چنين كارى كند چه بايد كرد ؟
--> ( 1 ) اين گونه اخبار از جمله اخبار آحاد است كه قابل اعتماد نيست و سيد مرتضى رضوان اللَّه عليه اين قصّه را در تنزيه الانبياء به نحوى نقل كرده و بحث مفصلَّى نموده و ميفرمايد « اذا تمنى » يعنى اذا تلا ، و بشعر حسان بن ثابت تمسك جسته است كه گفته . « تمنّى كتاب اللَّه اوّل ليله و آخره لاقى حمام المقادر « يعنى در اول شب كتاب خدا را قراءت ميكرد ، و در پايان شب مرگ وى رسيد . و ظاهرا چنان كه بعضى گفتهاند پيغمبر اكرم ( ص ) كه مشغول قراءت بود و كفار تماشا مىكردند رسول خدا قراءت فرمود « و مناة الثالثة الاخرى » آنان گفتند تلك الغرانيق تا آخر و شنونده سهو كرد و گمان كرد كه از رسول خدا است و سهو بر راوى جايز است ( مصحح ) .